اصطلاحات ضروری انگلیسی در سفر

وقتی به کشوری سفر می کنیم که به زبان دیگری در آن صحبت می‌شود، خرید یا غذا خوردن در رستوران های آن کمی پیچیده می شود. چگونه باید غذا سفارش داد، چگونه باید از فروشنده به زبان انگلیسی در سفر خرید بپرسیم که قیمت فلان محصول چقدر است؟ اصلا یادگیری انگلیسی در خرید  یا اصطلاحات انگلیسی در فرودگاه  آسان است؟ چه جملاتی در زبان انگلیسی در سفر خرید به کرات استفاده می شوند؟

این پیچیده بودن انگلیسی در سفر خرید یا انگلیسی در سفر رستوران به ساختار و ادبیات زبان مقصد مرتبط است. یادگیری و آشنایی با لغات مرتبط با انگلیسی در سفر به شما کمک می کند تا در اکثر نقاط جهان بتوانید با فروشندگان یا مردم عادی تعامل برقرار کنید. یادگیری لغات و اصطلاحات مرتبط با انگلیسی درخرید یا انگلیسی در سفر رستوران یا مکان های دیدنی چندان سخت نیست و قرار نیست شما کلیت زبان انگلیسی را از بر باشید تا بتوانید در این مورد به خوبی عمل کنید.

زمانی که انگلیسی در سفر خرید یا انگلیسی در سفر رستوران را یاد می‌گیریم، می‌توانیم خود را با توجه به واژگان مهم که نیاز به دانستن شان داریم و همچنین عباراتی که احتمالا می‌شنویم یا می‌خواهیم از آن استفاده کنیم تطبیق دهیم. در ادامه تصور می کنیم که به یک کشور انگلیسی زبان (یا امکان صحبت با مردم به زبان انگلیسی) وارد شده ایم و قصد صبحت انگلیسی در سفر خرید کردن یا درک انگلیسی در سفر رستوران را داریم.

اگر می‌خواهید به زبان انگلیسی مسلط باشید، باید خودتان را به طور روزمره با جملات و اصطلاحات انگلیسی درگیر کنید. به عنوان مثال در سفر! اصطلاحات انگلیسی در سفر از جمله مواردی است که به شما کمک می کند مکالمات رایج، کلمات و اصطلاحات آشنا را به خوبی بیاموزیم. خوشبختانه، انگلیسی در کل دنیا رایج است. و شما می‌توانید تقریبا هر جایی سفر کنید و فرصتی برای تمرین زبان انگلیسی با اصطلاحات انگلیسی در سفر داشته باشید. صحبت کردن انگلیسی در سفر یکی از چالش هایی است که اکثرا با آن روبرو هستیم. در این بخش به لغات و اصطلاحات و کلمات ضروری انگلیسی در سفر و با طبقه بندی موضوعی و اصطلاحات انگلیسی در فرودگاه می پردازیم. با ما همراه باشید.

اهمیت یادگیری اصطلاحات انگلیسی برای سفر چیست؟

در صورتیکه برای چند روز به تعطیلات کوتاه می روید، و یا قصد سفر به کشورهای مختلف را برای چند ماه آن هم به دلیل انجام امور کاری را داشته باشید، داشتن درک اولیه از واژگان و اصطلاحات انگلیسی در سفر، بسیار مهم است.

اصطلاحات انگلیسی در سفر حتی نیاز به درک کامل و جامع از صفر تا صد آموزش زبان انگلیسی ندارند. پس شما می توانید به کمک موبایل یا حافظه خود، این اصطلاحات انگلیسی در سفر را در همه جا همراه داشته باشید. علاوه بر این موارد، اگر بتوانید بفهمید که چطور برخی عبارت‌های اولیه زبان مادری به زبان انگلیسی را بیان کنید، به راحتی خواهید توانست منظور خود را به مردم محلی منتقل کنید.

با اینکه این مسئله یک مزیت کلی محسوب می شود اما در هر صورت اجباری برای یادگیری آن نیست. در هر صورت اگر می خواهید شروع بهتری هم داشته باشید می توانید سری به بخش تعیین سطح زبان انگلیسی بزنید.

لغات مربوط به پروازهای هوایی با مثال

Ariport: فرودگاه

.I went to the airport

به فرودگاه رفتم.

Check-in: بازرسی کردن، چک کردن ورودی

.Please be at the airport three hours before check in

لطفا قبل از چک کردن بلیط ها در فرودگاه حاضر باشید.

Fly: پرواز

.I would like to fly from Mehrabad airport

دوست دارم از فرودگاه مهرآباد پرواز کنم.

Land: به زمین نشستن (هواپیما)

.The airplane will land in Hasheminezhad airport

هواپیما در فرودگاه هاشمی نژاد خواهد نشست.

Landing: فرود

.The landing took place during hurricane, it really frightened me

فرود هواپیما در طوفان انجام شد که واقعا من را ترساند.

Plane: هواپیما

.The plane flied with 200 passenger

هواپیما با ۲۰۰ مسافر پرواز کرد.

Take off: از زمین بلند شدن (هواپیما)، ترک کردن (هواپیما)

.The airplane took off Mashhad at 3 p.m

هواپیما مشهد را در ساعت ۳ ترک کرد.

اصطلاحات مربوط به سفرهای تفریحی

Camp: خیمه زدن، چادر زدن، اردو زدن

?Would you like to camp in the jungle

دوست دارید در جنگل چادر بزنیم؟

Destination: مقصد

?What is your next destination

مقصد بعدی تان کجاست؟

Excursion: گردش، سفر تفریحی، سفر رفت و برگشت کوتاه

.Let’s take an excursion

بریم یک گشتی بزنیم

Go sightseeing: بازدید مکان های دیدنی

?Would like to go sightseeing

دوست دارید به بازدید مکان های دیدنی برویم؟

Hostel: هتل ارزان قیمت، خوابگاه

.I want to go to a hostel

دوست دارم به یک هتل ارزان قیمت بروم.

Motel: مسافرخانه، هتلی که در مجاورتش فضایی برای پارک اتومبیل وجود داشته باشد و در در دید مسافر باشد.

?Could we stay longer in this motel

امکان دارد کمی بیشتر در این هتل بمانیم؟

Journey: سفر

.Our journey will take three weeks

سفرمان سه هفته طول خواهد کشید.

Luggage: اثباب سفر، چمدان

?Could you take my luggage to the hotel

می توانی چمدان هایم را به داخل هتل ببری؟

Passenger: مسافر

.The passenger of this airplane will be 200

مسافران این هواپیما ۲۰۰ نفر خواهند بود.

Route: مسیر

.This rout leads to Tehran

این راه به تهران منتهی می شود.

اصطلاحات انگلیسی در سفر - اصطلاحات انگلیسی در فرودگاه

لغات و اصطلاحات در فرودگاه

Airline

این کلمه به معنی خط هوایی یا شرکتی است که هواپیماهای آن شرکت شما را به مقصد می رساند برای مثال British Airline یا Singapore Airline

Arrivals

هنگامی که هواپیمایی به زمین می نشیند خانواده و دوستانتان در بخش Arrival فرودگاه شما را ملاقات کرده و در انتظارتان هستند.

مثال: Maryam, I will meet you at arrival lounge

Board

این کلمه به در فرودگاه به سفرهای هوایی به معنای سوار شدن در هواپیما است.

مثال: all passengers must present 1 hour before take off. the plane will begin boarding at 10.45

Boarding pass

پس از اینکه از نام شرکت هواپیمایی که قصد سفر با آن را دارید مطلع شدید و چمدان هایتان را تحویل دادید به شما برگه هایی به نام Boarding pass داده می شود که شما مکان سوار شدن در هواپیما و شماره صندلی را نشان می دهد.

مثال: Sir, the boarding pass showed that you must board at gate 23 at 22.45

(Book (a ticket

به معنی ررزو کردن بلیط و صندلی است که پولش را از قبل به صورت آنلاین پرداخت کرده اید.

مثال: I want to book a ticket to Tehran

Business class

Business class قسمتی از هواپیماست که مسافران آن برای اهداف کاری سفر می کنند و معمولا در قسمت جلویی هواپیما قرار دارد. قیمت بلیط های business از بلیط های عادی بیشتر است.

(Carry on (luggage

carry on luggage  شما در حقیقیت چمدانی است کوچک که مسافران اجازه آوردن آن به داخل هواپیما را دارند. این چمدانها معمولا اندازه مشخص و وزنی کمتر از ۸ کیلوگرم دارند.

مثال: I’m sorry, but your carry on it too big. you have to check it

Conveyor belt/carousel/baggage claim

هنگامی که هوایپمای شما به زمین می نشیند، چمدان و وسایلتان در تسمه نقاله به بیرون هدایت می شود.

مثال: please take your baggage form conveyor belt and take a taxi to 4th street

Customs

قبل از اینکه اجازه ورود به کشوری را داشته باشید، باید از قسمت Customs آن کشور رد شده و افسر مربوطه شما را بازرسی می کند. در این قسمت اگر وسایل غیرقانونی نظیر سلاح های سرد یا داروهایی که در کشورهای خاص غیرمجاز است با خود داشته باشید از شما گرفته می شود در این قسمت معمولا افسر مربوط از شما سوال اینگونه سوال می کند “have you anything to declare” که اگر چیز غیرقانونی همراه خود نداشته باشید جوابش نه است.

Delayed

این کلمه همانطور که از معنی لغوی اش پیداست به معنای تاخیر در پرواز است که ممکن است دلایل مختلقی نظیر بدی آب و هوا یا مشکلات فنی داشته باشد.

مثال: ladies and gentleman, this is an announcement that flight 4545 has been delayed

Departure

هنگامی که قصد ترک مبدا را داشته باشید با به قسمت Departure lounge رفته و در آن قسمت منتظر سوار شدن در هواپیما باشید.

مثال: please go to the departure lounge sir and wait to board your flight

Economy class

اکثر مردم با بلیط های کلاس اقتصادی یا مقرون به صرفه سفر می کنند چرا که بلیط های این نوع جایگاه ازران تر است. در اصطلاح فارسی به این نوع پروازهای چارتر نیز می گویند.

مثال: I’d like to book a economy class ticket for Mashhad

First class

بلیط های کلاس درجه یک برخلاف بلیط های چارتر گرانترین جایگاه هواپیما است که در آن فضا بسیار باز و راحت، صندلی هایش بزرگتر و سرویس های ارائه شده بهتر است.

Fragile

گاهی اوقات اثباب و وسایلی که با خود در سفر حمل می کنید بسیار گران قیمت و شکستنی هستند. یکی از راه هایی که به افراد نشان می دهد این وسایل باید با احتیاط حمل شود برچشب هشدار Fragile روی جعبه آن است.

Gate

یکی از کلمات ضروری انگلیسی در سفر که کاربرد زیادی نیز دارد کلمه گیت است؛ در قسمت Departure lounge فرودگاه تعداد زیادی Gate یا در ورودی وجود دارد که هر کدام مسافران را به پرواز مشخص و جداگانه ای هدایت می کند.

مثال: flight num