اصطلاحات ضروری انگلیسی در سفر

وقتی به کشوری سفر می کنیم که به زبان دیگری در آن صحبت می‌شود، خرید یا غذا خوردن در رستوران های آن کمی پیچیده می شود. چگونه باید غذا سفارش داد، چگونه باید از فروشنده به زبان انگلیسی در سفر خرید بپرسیم که قیمت فلان محصول چقدر است؟ اصلا یادگیری انگلیسی در خرید  یا اصطلاحات انگلیسی در فرودگاه  آسان است؟ چه جملاتی در زبان انگلیسی در سفر خرید به کرات استفاده می شوند؟

این پیچیده بودن انگلیسی در سفر خرید یا انگلیسی در سفر رستوران به ساختار و ادبیات زبان مقصد مرتبط است. یادگیری و آشنایی با لغات مرتبط با انگلیسی در سفر به شما کمک می کند تا در اکثر نقاط جهان بتوانید با فروشندگان یا مردم عادی تعامل برقرار کنید. یادگیری لغات و اصطلاحات مرتبط با انگلیسی درخرید یا انگلیسی در سفر رستوران یا مکان های دیدنی چندان سخت نیست و قرار نیست شما کلیت زبان انگلیسی را از بر باشید تا بتوانید در این مورد به خوبی عمل کنید.

زمانی که انگلیسی در سفر خرید یا انگلیسی در سفر رستوران را یاد می‌گیریم، می‌توانیم خود را با توجه به واژگان مهم که نیاز به دانستن شان داریم و همچنین عباراتی که احتمالا می‌شنویم یا می‌خواهیم از آن استفاده کنیم تطبیق دهیم. در ادامه تصور می کنیم که به یک کشور انگلیسی زبان (یا امکان صحبت با مردم به زبان انگلیسی) وارد شده ایم و قصد صبحت انگلیسی در سفر خرید کردن یا درک انگلیسی در سفر رستوران را داریم.

اگر می‌خواهید به زبان انگلیسی مسلط باشید، باید خودتان را به طور روزمره با جملات و اصطلاحات انگلیسی درگیر کنید. به عنوان مثال در سفر! اصطلاحات انگلیسی در سفر از جمله مواردی است که به شما کمک می کند مکالمات رایج، کلمات و اصطلاحات آشنا را به خوبی بیاموزیم. خوشبختانه، انگلیسی در کل دنیا رایج است. و شما می‌توانید تقریبا هر جایی سفر کنید و فرصتی برای تمرین زبان انگلیسی با اصطلاحات انگلیسی در سفر داشته باشید. صحبت کردن انگلیسی در سفر یکی از چالش هایی است که اکثرا با آن روبرو هستیم. در این بخش به لغات و اصطلاحات و کلمات ضروری انگلیسی در سفر و با طبقه بندی موضوعی و اصطلاحات انگلیسی در فرودگاه می پردازیم. با ما همراه باشید.

اهمیت یادگیری اصطلاحات انگلیسی برای سفر چیست؟

در صورتیکه برای چند روز به تعطیلات کوتاه می روید، و یا قصد سفر به کشورهای مختلف را برای چند ماه آن هم به دلیل انجام امور کاری را داشته باشید، داشتن درک اولیه از واژگان و اصطلاحات انگلیسی در سفر، بسیار مهم است.

اصطلاحات انگلیسی در سفر حتی نیاز به درک کامل و جامع از صفر تا صد آموزش زبان انگلیسی ندارند. پس شما می توانید به کمک موبایل یا حافظه خود، این اصطلاحات انگلیسی در سفر را در همه جا همراه داشته باشید. علاوه بر این موارد، اگر بتوانید بفهمید که چطور برخی عبارت‌های اولیه زبان مادری به زبان انگلیسی را بیان کنید، به راحتی خواهید توانست منظور خود را به مردم محلی منتقل کنید.

با اینکه این مسئله یک مزیت کلی محسوب می شود اما در هر صورت اجباری برای یادگیری آن نیست. در هر صورت اگر می خواهید شروع بهتری هم داشته باشید می توانید سری به بخش تعیین سطح زبان انگلیسی بزنید.

لغات مربوط به پروازهای هوایی با مثال

Ariport: فرودگاه

.I went to the airport

به فرودگاه رفتم.

Check-in: بازرسی کردن، چک کردن ورودی

.Please be at the airport three hours before check in

لطفا قبل از چک کردن بلیط ها در فرودگاه حاضر باشید.

Fly: پرواز

.I would like to fly from Mehrabad airport

دوست دارم از فرودگاه مهرآباد پرواز کنم.

Land: به زمین نشستن (هواپیما)

.The airplane will land in Hasheminezhad airport

هواپیما در فرودگاه هاشمی نژاد خواهد نشست.

Landing: فرود

.The landing took place during hurricane, it really frightened me

فرود هواپیما در طوفان انجام شد که واقعا من را ترساند.

Plane: هواپیما

.The plane flied with 200 passenger

هواپیما با ۲۰۰ مسافر پرواز کرد.

Take off: از زمین بلند شدن (هواپیما)، ترک کردن (هواپیما)

.The airplane took off Mashhad at 3 p.m

هواپیما مشهد را در ساعت ۳ ترک کرد.

اصطلاحات مربوط به سفرهای تفریحی

Camp: خیمه زدن، چادر زدن، اردو زدن

?Would you like to camp in the jungle

دوست دارید در جنگل چادر بزنیم؟

Destination: مقصد

?What is your next destination

مقصد بعدی تان کجاست؟

Excursion: گردش، سفر تفریحی، سفر رفت و برگشت کوتاه

.Let’s take an excursion

بریم یک گشتی بزنیم

Go sightseeing: بازدید مکان های دیدنی

?Would like to go sightseeing

دوست دارید به بازدید مکان های دیدنی برویم؟

Hostel: هتل ارزان قیمت، خوابگاه

.I want to go to a hostel

دوست دارم به یک هتل ارزان قیمت بروم.

Motel: مسافرخانه، هتلی که در مجاورتش فضایی برای پارک اتومبیل وجود داشته باشد و در در دید مسافر باشد.

?Could we stay longer in this motel

امکان دارد کمی بیشتر در این هتل بمانیم؟

Journey: سفر

.Our journey will take three weeks

سفرمان سه هفته طول خواهد کشید.

Luggage: اثباب سفر، چمدان

?Could you take my luggage to the hotel

می توانی چمدان هایم را به داخل هتل ببری؟

Passenger: مسافر

.The passenger of this airplane will be 200

مسافران این هواپیما ۲۰۰ نفر خواهند بود.

Route: مسیر

.This rout leads to Tehran

این راه به تهران منتهی می شود.

اصطلاحات انگلیسی در سفر - اصطلاحات انگلیسی در فرودگاه

لغات و اصطلاحات در فرودگاه

Airline

این کلمه به معنی خط هوایی یا شرکتی است که هواپیماهای آن شرکت شما را به مقصد می رساند برای مثال British Airline یا Singapore Airline

Arrivals

هنگامی که هواپیمایی به زمین می نشیند خانواده و دوستانتان در بخش Arrival فرودگاه شما را ملاقات کرده و در انتظارتان هستند.

مثال: Maryam, I will meet you at arrival lounge

Board

این کلمه به در فرودگاه به سفرهای هوایی به معنای سوار شدن در هواپیما است.

مثال: all passengers must present 1 hour before take off. the plane will begin boarding at 10.45

Boarding pass

پس از اینکه از نام شرکت هواپیمایی که قصد سفر با آن را دارید مطلع شدید و چمدان هایتان را تحویل دادید به شما برگه هایی به نام Boarding pass داده می شود که شما مکان سوار شدن در هواپیما و شماره صندلی را نشان می دهد.

مثال: Sir, the boarding pass showed that you must board at gate 23 at 22.45

(Book (a ticket

به معنی ررزو کردن بلیط و صندلی است که پولش را از قبل به صورت آنلاین پرداخت کرده اید.

مثال: I want to book a ticket to Tehran

Business class

Business class قسمتی از هواپیماست که مسافران آن برای اهداف کاری سفر می کنند و معمولا در قسمت جلویی هواپیما قرار دارد. قیمت بلیط های business از بلیط های عادی بیشتر است.

(Carry on (luggage

carry on luggage  شما در حقیقیت چمدانی است کوچک که مسافران اجازه آوردن آن به داخل هواپیما را دارند. این چمدانها معمولا اندازه مشخص و وزنی کمتر از ۸ کیلوگرم دارند.

مثال: I’m sorry, but your carry on it too big. you have to check it

Conveyor belt/carousel/baggage claim

هنگامی که هوایپمای شما به زمین می نشیند، چمدان و وسایلتان در تسمه نقاله به بیرون هدایت می شود.

مثال: please take your baggage form conveyor belt and take a taxi to 4th street

Customs

قبل از اینکه اجازه ورود به کشوری را داشته باشید، باید از قسمت Customs آن کشور رد شده و افسر مربوطه شما را بازرسی می کند. در این قسمت اگر وسایل غیرقانونی نظیر سلاح های سرد یا داروهایی که در کشورهای خاص غیرمجاز است با خود داشته باشید از شما گرفته می شود در این قسمت معمولا افسر مربوط از شما سوال اینگونه سوال می کند “have you anything to declare” که اگر چیز غیرقانونی همراه خود نداشته باشید جوابش نه است.

Delayed

این کلمه همانطور که از معنی لغوی اش پیداست به معنای تاخیر در پرواز است که ممکن است دلایل مختلقی نظیر بدی آب و هوا یا مشکلات فنی داشته باشد.

مثال: ladies and gentleman, this is an announcement that flight 4545 has been delayed

Departure

هنگامی که قصد ترک مبدا را داشته باشید با به قسمت Departure lounge رفته و در آن قسمت منتظر سوار شدن در هواپیما باشید.

مثال: please go to the departure lounge sir and wait to board your flight

Economy class

اکثر مردم با بلیط های کلاس اقتصادی یا مقرون به صرفه سفر می کنند چرا که بلیط های این نوع جایگاه ازران تر است. در اصطلاح فارسی به این نوع پروازهای چارتر نیز می گویند.

مثال: I’d like to book a economy class ticket for Mashhad

First class

بلیط های کلاس درجه یک برخلاف بلیط های چارتر گرانترین جایگاه هواپیما است که در آن فضا بسیار باز و راحت، صندلی هایش بزرگتر و سرویس های ارائه شده بهتر است.

Fragile

گاهی اوقات اثباب و وسایلی که با خود در سفر حمل می کنید بسیار گران قیمت و شکستنی هستند. یکی از راه هایی که به افراد نشان می دهد این وسایل باید با احتیاط حمل شود برچشب هشدار Fragile روی جعبه آن است.

Gate

یکی از کلمات ضروری انگلیسی در سفر که کاربرد زیادی نیز دارد کلمه گیت است؛ در قسمت Departure lounge فرودگاه تعداد زیادی Gate یا در ورودی وجود دارد که هر کدام مسافران را به پرواز مشخص و جداگانه ای هدایت می کند.

مثال: flight number 45646 to New York leaves from gate A23

Identification

به معنی کارت شناسایی نظیر شناسنامه، کارت ملی یا پاسپورت است که برای سفرهای هوایی پاسپورت بیشترین اهمیت را دارد.

Long-haul flight

به معنی پروازی است که فاصله زیادی را می پیماید برای مثال پرواز ایران به آمریکا جزو پروازهای Long-haul است.

مثال: I really don’t like long-haul flight and wished we had a stopover somewhere

Stopover

همانطور که در بالا هم گفتیم اگر مسافت سفرتان طولانی باشد، هواپیما ابتدا در کشوری بین مبدا و مقصد برای مدت کوتاهی نشسته و دوباره پرواز می کند. این کشور میانجی stopover یا layover نام دارد.

مثال: If you are traveling from Europe to Asia, it is recommended that you have a stopover in Dubai

Travel agent

آژانس مسافرتی در حقیقت شخص یا شرکتی است که برنامه سفرتان را هماهنگ کرده و بلیط آن را برایتان رزرو می کند.

Visa

ویزا سند خاصی است که به شما اجازه ورود به کشوری خاص را می دهد. توجه داشته باشید که بعضی از کشورها قوانین سفت و سختی بسته به کشور مبدا و ملیت تان دارند.

بد نیست بخوانید!

ترجمه اصطلاحات زبان انگلیسی چگونه است؟

آشنایی با کلمات انگلیسی در سفر

در اینجا بیست واژه و عباراتی وجود دارد که اغلب در سفره‌ای هوایی به عنوان کلمات و اصطلاحات انگلیسی در فرودگاه ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

Aisle: راهرو هواپیما مابین صندلی ها

. Coffee and tea are in the next aisle

معنی: قهوه و چای در راهروی بعدی قرار دارند.

Baggage claim: این مورد از اصطلاحات انگلیسی در سفر به محل دریافت بار / چمدان در فرودگاه اشاره دارد.

.First we should go to the baggage claim area

معنی: اول باید به بخش محل دریافت چمدان برویم.

Boarding pass: کارت عبور کارت ویژه سوار شدن (به هواپیما یا کشتی)

I’ve lost my boarding pass

معنی: کارت پروازم را گم کردم.

Confirmation: این نوع از اصطلاحات انگلیسی در سفر به معنای تاییدیه مجدد است.

A false confirmation

معنی: دریافت یک تاییده غلط.

Departures board: تابلوی اعلانات پرواز های خروجی

.He is seen peering at the departure boards in the footage

Domestic: ملی، نه بین‌المللی (یک پرواز داخلی، در یک کشور)

It deals with foreign travel and with domestic travel for people coming to this country.

معنی: این سفر با مسافرت های خارجی و سفرهای داخلی برای افرادی که به این کشور می آیند سروکار دارد.

Excess baggage: به معنی اضافه‌بار (هواپیما) بار اضافی.

.You have to pay extra for the excess baggage

معنی: شما باید مبلغ اضافی را برای چمدان اضافی بپردازید.

Hand luggage: چمدان دستی کیف دستی (قابل حمل به داخل هواپیما و …)

.My hand luggage is missing

معنی: چمدان دستی من گم شده است.

IATA: انجمن بین المللی حمل و نقل هوایی

Mexico City is served by Mexico City International Airport (IATA Airport Code: MEX).

معنی: این شهر توسط فرودگاه بین‌المللی مکزیکو سیتی (کد فرودگاهی IATA: MEX) اداره می‌شود.

بررسی برخی از اصطلاحات انگلیسی ضروری در سفر

airline classes of service: این نوع از اصطلاحات انگلیسی ضروری در سفر برای بیان نوع خاصی از خدمات کابین هواپیما مورد استفاده قرار می‌گیرند. کلاس‌ها با انواع مختلفی از بخش‌های مختلف، صندلی راحتی، و امکانات رفاهی، با تغییر بین پروازهای داخلی و بین‌المللی، و با یک کد کرایه دهنده بلیط نمایش داده می‌شوند.

Domestic tourism: سفر در کشور محل سکونت.

مثال: As a result, the town experienced an increase in domestic tourism.

معنی: در نتیجه ، این شهرک افزایش گردشگری داخلی را تجربه کرد.

double-room rate: قیمت کامل یک اتاق برای دو نفر (دو برابر نرخ اقامت دو برابر)

مثال: The deal includes two nights in a double room and dinner on your first night.

معنی: این قرارداد شامل دو شب در یک اتاق دو نفره و شام در شب اول شما است.

Travel Documents: این مورد از اصطلاحات انگلیسی ضروری در سفر تمام مدارک لازم برای سفر را شامل می شود. یعنی پاسپورت یا کارت شناسایی، گواهی‌نامه رانندگی، بلیت قطار / اتوبوس / قطار، تاییدیه ویزا و غیره.

مثال: But the court asked them to hand over their travel documents.

معنی: اما دادگاه از آن‌ها خواست تا مدارک سفر خود را تحویل دهند.

Outbound: این گزینه از اصطلاحات انگلیسی ضروری در سفر به مسافرت به دور از یک مکان خاص ، معمولاً نیمه اول سفر اشاره دارد.

مثال: Transit agreements however would typically cater for just such outbound packets.

معنی: با این حال توافق های ترانزیت معمولاً فقط برای چنین بسته های برون مرزی سرو می کند.

Inbound: مسافرت به سمت مکان خاص، به ویژه هنگام بازگشت به نقطه اصلی عزیمت در رابطه با این مورد از اصطلاحات انگلیسی ضروری در سفر کاربرد دارد.

مثال: The big driver of our growth is now international inbound tourism.

معنی: عامل اصلی رشد ما اکنون جهانگردی بین المللی است.

resort: این گزینه از اصطلاحات انگلیسی ضروری در سفر به هتل، متل یا مجتمع مسکونی که در منطقه‌ای مرتبط با انجام تفریحات، مانند کوهستان یا ساحل قرار دارد، مربوط است. به طور معمول امکانات ورزشی و فعالیت‌های تفریحی در آن موجود است.

مثال: A resort on an Indian reservation in Connecticut, he said.

معنی: او گفت: اقامتگاه رزرو هتل هندی در کانکتیکات است.

Accessible Travel: سفری که تضمین می‌کند دسترسی زیادی به مقاصد، امکانات، جاذبه‌های، محصولات و خدمات برای همه افراد وجود دارد.

مثال: Wheelchair accessible travel services, adapted transfers, customized private tours, offshore excursions, mobility equipment hire, adapted accomodation

معنی: خدمات مسافرتی قابل‌دسترس، نقل و انتقالات جدید، تورهای خصوصی سفارشی، گردش‌های ساحلی، استخدام تجهیزات سیار، اسکان سازگار.

(Airlines Reporting Corporation (ARC: سازمانی که روشی را برای تایید مکان‌های نمایندگی مجاز برای فروش وسایل حمل و نقل و روش‌های مقرون‌به‌صرفه برای ثبت سوابق و وجوه چنین فروش به مشتریان حامل ارایه می‌دهد.

Air-Sea: این مورد از اصطلاحات انگلیسی در فرودگاه به بسته مسافرتی که در آن یک یا چند عنصر حمل و نقل از طریق هوا و یک یا بیشتر از طریق دریا تهیه می شود، اشاره دارد.

Attractions: جاذبه های مورد توجه برای مسافران مانند شگفتی های طبیعی ، امکانات و سازه های دست ساز ، سرگرمی ها و فعالیت ها به این یک مورد از اصطلاحات انگلیسی در سفر مربوط است.

مثال: But today these two beautiful medieval cathedrals are mostly tourist attractions.

معنی: اما امروزه این دو کلیسای جامع قرون‌وسطایی از عمده جاذبه‌ های گردشگری هستند.

انگلیسی در سفر ـ اصطلاحات انگلیسی در سفر

انواع فروشگاه‌ها برای درک بهتر انگلیسی در سفر خرید

واژه‌های دیگری که می توان برای “shop” و  بیان انگلیسی در خرید به کار برد شامل این موارد هستند: store, super store, outlet, retail outlet, retail park (مجموعه‌ای از فروشگاه های بزرگ، که معمولا از مرکز شهر دور هستند).

  1. Bakers: فروشگاهی که نان و کیک می فروشد.
  2. Boutique : مکانی که اقلام مرتبط با مد روز را می فروشد، مثل لباس.
  3. Butchers: قصابی
  4. Cash and Carry: یک مغازه مانند یک سوپر مارکت، که در آن محصولات ارزان‌تری وجود دارد.
  5. Charity Shop: این کلمه انگلیسی در سفر خرید به مغازه‌ای که معمولا کالاهای دست‌دوم می فروشد. مانند لباس‌ها، کتاب‌ها، زیورآلات و اسباب‌بازی مرتبط است.
  6. Chemist : مغازه ای که داروها و لوازم آرایشی و بهداشتی می فروشد (مانند صابون و شامپو).
  7. Corner shop: یک مغازه کوچک، محلی، فروش مواد غذایی.
  8. Dairy : یک مغازه فروش محصولات لبنی است.
  9. Deli: این کلمه انگلیسی در سفر خرید به مغازه‌ای که غذاهایی را می فروشد که در سوپر مارکت ها یافت نمی شود گفته می شود.
  10. Department Store: این کلمه در بین جملات انگلیسی در خرید به یک فروشگاه بزرگ، معمولا در یک شهر یا مرکز شهر اشاره دارد.
  11. Dry Cleaners: مکانی برای تمیز کردن لباس‌ها و اقلامی که نمی‌توانید در خانه بشویید.
  12. Grocers: یک مغازه کوچک، فروش مواد غذایی و خانگی.
  13. Greengrocers: این واژه انگلیسی در سفر خرید در اصل یک مغازه کوچک است که میوه و سبزیجات تازه می‌فروشد.
  14. Newsagents: این کلمه انگلیسی در سفر خرید به فروشگاهی که روزنامه، کاغذ و لوازم‌التحریر می‌فروشد مربوط است.
  15. Off Licence: یک مغازه کوچک فروش مشروبات الکلی.
  16. Supermarket: فروشگاه بزرگی که انواع و اقسام اجناس را می فروشد.

     

     

    انگلیسی در سفر؛ خرید کردن: چگونه با فروشنده تعامل برقرار کنیم و جملات انگلیسی در خرید را بپرسیم؟

    یک راه سنتی برای انجام پرسش و پاسخ انگلیسی در خرید جهت بیان جملات انگلیسی در خرید وجود دارد. در فروشگاه‌های بزرگ، به مسئول خرید نزدیک شوید و به عنوان مثال این سوال انگلیسی در سفر خرید را بپرسید:

    Excuse me, do you sell (washing up liquid)? or Excuse me, I am looking for (washing up liquid).

    ببخشید ، شما (مایع شوینده) می فروشید ؟ یا ببخشید ، من به دنبال (مایع شوینده) هستم.

    یا می توانید این سوال انگلیسی در خرید را بپرسید:

    ?Could you tell me where the …. Is, please

    به جای کلمه مایع شوینده برای بیان انگلیسی در سفر خرید برای بیان جملات انگلیسی در خرید می توانید کلمه مورد نظر خود را قرار دهید.

    اگر از فروشگاه بزرگی خرید می کنید، اینها برخی از کلماتی هستند که ممکن است در پاسخ سوال تان برای انگلیسی در خرید دریافت کنید:

     It’s in Aisle 12.

    در راهرو ۱۲ است.

    برای درک مابقی کلماتی که ممکن است یک فروشنده در گفتگو انگلیسی در سفر خرید به شما ارائه کند کلمات زیر را در نظر بگیرید:

    • Counter: این کلمه در انگلیسی در سفر خرید به قفسه‌های بلند اشاره دارد.
    • Department: بخشی بزرگی که اقلام یک نوع کالا خاص را در آن می‌فروشد، مانند television department در حوزه انگلیسی در سفر خرید به این واژه مربوط است.
    • Display: این واژه انگلیسی در سفر خرید به مجموعه‌ای آیتم هایی که برای راهنمایی بیشتر شما به صورت بصری نمایش داده می شوند تا در تصمیم گیری تردید و شک نداشته باشید مرتبط می شود.
    • Window Display: ویترین یک فروشگاه با این واژه انگلیسی در سفر خرید مشخص می شود.

    در ادامه برخی از سوالات رایج انگلیسی در سفر خرید برای بیان جملات انگلیسی در خرید به صورت آسانتر، آورده شده است:

    ?Excuse me, do you work here

    ترجمه این جمله در بین جملات انگلیسی در خرید: ببخشید شما اینجا کار می‌کنید؟

    …I’m looking for a 

    ترجمه این جمله در بین جملات انگلیسی در خرید: من دنبال یه … می گردم.

    …I’m trying to find a 

    ترجمه این جمله در بین جملات انگلیسی در خرید: من دارم سعی می‌کنم … رو پیدا کنم.

    ?How much is this یا  ?How much does this cost

    ترجمه این جمله در بین جملات انگلیسی در خرید: قیمتش چنده؟

    ?….Do you sell

    ترجمه این جمله در بین جملات انگلیسی در خرید: آیا شما … می فروشید؟

    ?Would you have this in another colour

    ترجمه این جمله در بین جملات انگلیسی در خرید: رنگ دیگه ای از این رو هم دارید؟

    ?Have you got anything cheaper

    ترجمه این جمله در بین جملات انگلیسی در خرید: ارزان تر از این رو هم دارید؟

    ?Do you have a smaller/bigger/larger size

    ترجمه این جمله در بین جملات انگلیسی در خرید: سایز کوچک‌تر/ بزرگ/ بزرگ‌ترش رو دارید؟

    ?Do you know where else I could try

    ترجمه این جمله در بین جملات انگلیسی در خرید: می تونم امتحانش کنم؟ یا می تونم پروش کنم؟

    ?Does it come with a guarantee/warranty

    ترجمه این جمله در بین جملات انگلیسی در خرید: ضمانت داره؟

    ?Where is the changing/fitting room

    ترجمه این جمله در بین جملات انگلیسی در خرید: اتاق تعویض لباس کجاست؟

    ?Is there somewhere I can try it/this/them on, please

    ترجمه این جمله در بین جملات انگلیسی در خرید: آیا جایی هست که بتوانم این/ آنها را امتحان کنم، لطفا؟

    ?Where can I weigh my groceries

    ترجمه این جمله در بین جملات انگلیسی در خرید: از کجا می توانم مواد غذایی خودم را وزن کنم؟

    ?Do/Can you deliver

    ترجمه این جمله در بین جملات انگلیسی در خرید: تحویل میدید؟ میتونید تحویل بدید؟

    ?Do you have a refund policy

    ترجمه این جمله در بین جملات انگلیسی در خرید: آیا بازپرداخت هم دارید؟

    ?Is this in the sale

    ترجمه این جمله در بین جملات انگلیسی در خرید: این برای فروشه؟

    یافتن مغازه یا فروشگاه به زبان انگلیسی در سفر خرید

    ?Can you recommend a good toy shop/store

    آیا می‌توانید یک مغازه اسباب‌بازی خوب را پیشنهاد کنید؟

    ?Is there a chemist / pharmacy in this area

    آیا در این منطقه داروخانه وجود دارد؟

     

    ?Where can I get pet food from

    از کجا می‌توانم غذای حیوانات خانگی تهیه کنم؟

    ?Where is the nearest shopping centre

    نزدیک‌ترین مرکز خرید کجاست؟

    ?Could you direct me to the nearest post office please

    می شود مرا به نزدیک‌ترین دفتر پست راهنمایی کنید لطفا؟

    ?Do you know where the nearest hardware store is

    آیا می‌دانید نزدیک‌ترین فروشگاه سخت‌افزار کجاست؟

    بررسی جملات انگلیسی در سفر رستوران و خرید غذا

    همانطور که اشاره کردیم بخش بعدی سفرمان به تهیه و حضور در یک رستوران مربوط می شود. در اکثر رستوران های دنیا صحبت به زبان انگلیسی معمولی و مرسوم است. مانند صبحت به زبان انگلیسی در خرید و بیان جملات انگلیسی در خرید شما می توانید برای انگلیسی در سفر رستوران نیز از اصطلاحات و جملات روزمره معمولی استفاده کنید.

    درخواست منوی غذا

    این موارد از جمله عبارات انگلیسی در سفر رستوران هستند که می‌توانید از پیشخدمت بپرسید آنهم در صورتی که از چیزی در منوی غذا مطمئن نیستید:

    “What’s … exactly?”

    “Is this served with … (salad)?”

    “Does this have any … (seafood) in it?”

    “What do you recommend?”

    معانی هر کدام به ترتیب:

    … دقیقا چیه؟ (نام غذا)

     آیا این غذا با سالاد سرو میشه؟

    آیا در این غذا ترکیبات دریایی است؟

    پیشنهاد شما چیه؟

    مرحله سفارش دادن و مکالمه انگلیسی در سفر رستوران مانند تعامل مشتری با فروشنده و بیان جملات انگلیسی در خرید است. به این موارد توجه کنید:

    سوالات پیشخدمت برای زبان انگلیسی در سفر رستوران:

    “Are you ready to order?”

    “Can I take your order?”

    “Anything to drink?”

    “Would you like … (chips) with that?”

    معانی این بخش انگلیسی در سفر رستوران به ترتیب:

     آیا برای سفارش آماده هستید؟

     می تونم سفارشتونو بگیرم؟

     نوشیدنی؟

     ترجیح می دهید در کنارش چیپس هم باشه؟

    پاسخ های شما می تواند در زبان معانی این بخش انگلیسی در سفر رستوران این موارد را شامل شود.:

    “I’ll have…”

    “I’d like…”

    “Can I have …”

    “We’d like to order …”

    من … می خورم.

    من .. رو میپسندم.

     آیا من می‌توانم … را داشته باشم؟

     ما می‌خواهیم … را سفارش دهیم

    گفتگو های مربوط به رزرو میز و رستوران در زبان انگلیسی در سفر رستوران

    بخشی از صحبت انگلیسی در سفر رستوران به رزرو مربوط می شود. جملات انگلیسی در سفر رستوران مرتبط با این بخش شامل موارد زیر هستند:

     “I booked a table for two for … (۸pm).

    معنی این جمله در انگلیسی در سفر رستوران: من یک میز برای دو نفر رزرو کردم … (۸ بعد از ظهر).

     

    “It’s under the name of …”

    ادامه جمله قبل: بنام …

     

    “A table for two please.”

    معنی این جمله در انگلیسی در سفر رستوران: یک میز برای دو نفر لطفا

    پاسخ کارکنان به زبان انگلیسی در سفر رستوران می تواند شامل موارد زیر باشد.

    “Of course. Please come this way.”

    معنی این جمله در انگلیسی در سفر رستوران: بله حتما، همراه من تشریف بیاورید.

    یا انتخاب این جمله در زبان انگلیسی در سفر رستوران:

    “Your table isn’t quite ready yet.”

    معنی این جمله در انگلیسی در سفر رستوران میز شما هنوز کاملا آماده نیست

    “Would you like to wait in the bar?”

    معنی این جمله در انگلیسی در سفر رستوران: می توانید در بار منتظر باشید؟

    “We’re fully booked at the moment. Could you come back a bit later?”

    معنی این جمله در انگلیسی در سفر رستوران: ما در حال حاضر کاملا مشغولیم. می‌توانید چند لحظه دیگر درخواست کنید؟

     

اشتباهات اصطلاحات انگلیسی ضروری در سفر و فرودگاه

معمولا اشحاص غیر انگلیسی زبان واژه های Luggage و Bag را به جای یکدیگر به اشتباها بجای یکدیگر استفاده می کند. توجه داشته باشید که کلمه Bag قابل شمارش است و در حالی که luggage غیر قابل شمارش و به معنی اثباب و وسایل سفر است. اگر بخواهید این واژه را جمع ببندید باید آن را با “….piece of” بکار ببرید.

سفر کردن با هواپیما می تواند هیجان انگیر باشد مخصوصا اگر قصد سفر به کشور دیگری را داشته باشید که تابحال ندیده اید اما برای بعضی نیز ممکن است استرس زا باشد مخصوصا وقتی در فهم زبان انگلیسی مشکل داشته باشند و با واژه های مربوط به سفرهای هوایی و اصطلاحات فرودگاه آشنا نباشند. با یادگیری این اصطلاحات انگلیسی در فرودگاه لطف بزرگی در حق خود کرده و با خیال راحت می توانید حداقل در فرودگاه کارتان را راه بیاندازید. به یاد داشته باشید که اصطلاحات انگلیسی در فرودگاه آنقدر زیاد هستند که یک مقاله نمیگنجند اما می توانید برای اطلاعات بیشتر از اصطلاحات انگلیسی به بخش اصطلاحات ضروری زبان انگلیسی مراجعه کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *